|
بسیج دانشجویی دانشکده حقوق و علوم سیاسی
|
||
|
پایگاه اطلاع رسانی بسیج دانشجویی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران |
نامه سر گشاده بسيج دانشجويي دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران
خطاب به ملت مسلمان و هميشه در صحنه ايران
بسم الله الرحمن الرحيم
چند روز پيش اتفاقي افتاد كه قلب ملت مسلمان و انقلابي ايران و مقام معظم رهبري و بالاتر از همه قلب امام عصر را جريحه دار كرد . حادثه شومي كه اگر چه پرده نفاق را از صورت كساني كه خود را مدعي خط امام مي دانستند كنار زد اما به تعبير مقام معظم رهبري اتفاقي بود كه باعث شد دشمنان مايوس نظام و انقلاب و امام راحل در زير سايه آن جان تازه اي بگيرند و دوباره خيال خام باز گشت به مملكت اسلامي و سيطره بر ملت مسلمان را در سر بپرورانند .
شايد جريانات پيش و پس از انتخابات براي ملت مسلماني كه 30 سال فراز و فرود انقلاب را به چشم خود مشاهده كرده است و بارها بحران هايي همچون دهه شصت و كناررفتن منافقيني كه با ادعاي خط امام وارد عرصه سياسي شده بودند اما به دليل پشت كردن ملت به شعار ها و وعده هاي خوش رنگ و لعابشان مجبور به كنار زدن پرده هاي نفاق شده و رسما اسلحه به دست گرفته و به جان ملت انقلابي افتاده بودند را تجربه كرده است مطلب جديدي براي بازگو كردن نداشت و البته هيچ گاه هم بعيد به نظر نمي رسيد روزي كه همين مدعيان كنوني خط امام كه علاوه بر تاكيد بر اعتقاد به گفتمان و سيره امام پشتوانه اي به وسعت همه منافقين و مستكبرين عالم از نهضت آزادي و فرقه رجوي و جامعه بهاييت گرفته تا حمايت هاي علني سران آمريكا و اسراييل را در كنار خود احساس مي كنند پس از علني شدن نشانه هاي شكست با قدم گذاشتن بر روي همه اصول و آرمانهاي امام راحل جسارت را تا حدي پيش ببرند كه اقدام به پاره كردن عكس امام و مقام معظم رهبري در مقابل چشم هزاران دانشجوي مسلمان كرده و بار ديگر ياد آور جريانات اوايل انقلاب و كنار رفتن پرده هاي نفاق شوند .
شايد اگر در بر خورد با عده اي كه آنروز در خيابانهاي شهر تهران شعار نه غزه نه لبنان سر مي دادند و به صورت علني آرمانهاي امام را در زير پا لگد مال مي كردند سستي به خود راه نمي داديم كار به اينجا نمي كشيد . شايد اگر آنروز كه عده اي اوباش سخن از جمهوري ايراني زدند و رسما در مقابل جمله امام مبني بر جمهوري اسلامي نه يك كلمه كم و نه يك كلمه بيش صف آرايي كردند كوتاه نمي آمديم ديگر امروز شاهد اين تصاوير نبوديم .
اتفاقي كه حزن و اندوهش براي ملت مسلمان و انقلابي ايران بود و شاد ماني اش براي خبر گزاري ها و شبكه هاي ماهواره اي كه از سر ذوق و در اقدامي تاسف بر انگيز با نمايش تصاوير عكس هاي پاره شده گزارش دهند "خوشبختانه نسل سوم انقلاب روز به روز فاصله اش با آرمانهاي امام خميني بيشتر مي شود و دانشگاه و قشر نخبگاني ديگر اعتقادي به انقلاب و آرمانهاي 30 سال پيش ندارد ." اگرچه ياوه گويان را انتظاري بيش از اين نيست اما فرزندان روح ا... كبير در دانشگاه تهران خطاب به ملت غيور و قدر شناس ايران اسلامي اعلام مي دارند كه دانشگاه و بخصوص قشر دانشجويان مسلمان نه تنها آرمانها و ارزشهاي امام راحل را فراموش نكرده بلكه محكم تر از هميشه بدان ها پايبند است و مثل هميشه در سايه ولايت آماده جانفشاني براي تحقق ارزشهاي راستين امام و انقلاب است .
بنابر آنچه گذشت ما دانشجويان مسلمان به عنوان فرزندان ملت در دانشگاه تهران نه تنها خشم و انزجار خود از همه هتك حرمت كنندگان امام راحل و مقام معظم رهبري را اعلام مي داريم بلكه يكبار ديگر خطاب به همه مسئولين و سران قوا گوشزد ميكنيم اگر با كساني كه همه ارزشهاي راستين امام و انقلاب را به سخره گرفته اند و رسما به جنگ با ارزشهايي آمده اند كه ملت مسلمان براي بدست آوردنش هزاران شهيد تقديم كرده است برخورد جدي و قاطع صورت نگيرد دانشجويان مسلمان به ناچار بر خود واجب ميدانند طبق وصيت نامه امام در صورت كوتاهي مسئولين در انجام وظايف خود به پشتيباني امت حزب ا... رسما وارد عرصه عمل شده و سران فتنه را به سزاي اعمالشان برسانند .
انا من المجرمين منتقمون
قرآن كريم سوره سجده آيه 22
سخنی به گزاف نیست اگر مدعی شویم 16 آذرماه 1388 برای همیشه در تاریخ معاصر ایران ثبت خواهد. نه از آن جهت که یکی از ضد استکباری ترین روزهای بعد از آذر ماه 32 در 16 آذر 88 خود را نمایان ساخت و نه از آن جهت که خروش انبوه دانشجویان مسلمان علیه اسلام آمریکایی در سراسر کشور، پاسخی دیگر به کسانی بود که با علم اسلام و جمهوریت به جنگ با اسلام و جمهوریت برخاسته اند، بلکه از آن جهت این روز را باید جاودانه دانست که یک بار برای همیشه پرده نفاق از برابر صورت کسانی کنار رفت که به دوزیست بودن در عرصه سیاست عادت کرده اند و از قضا همگان را نیز همچون خودشان تصور نموده و گمان آن می برند که می توانند با روش های نخ نما شده و پوسیده دهه 60 مجاهدین خلق و لیبرال های حامی بنی صدر، بر جمهوری اسلامی خط بطلان برکشند.
اما انجمن به اصطلاح اسلامی دانشگاه تهران در صدر این وقایع تلخ در هفته گذشته به طور خاص بوده است. انجمنی که علیرغم پیشینه درخشان در سالهای قبل از انقلاب و قبل از دوم خرداد 76، در حال حاضر پایگاه کسانی شده است که نه تنها کمترین علقه ای به موسسین این انجمن ندارند بلکه در مقام عمل خواسته یا ناخواسته به ضدیت با آرمانهایی برخاسته است که روزگاری چمران ها و رجب بیگی ها در آن راه فعالیت می کردند و امروز اگر از فعالین انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران در دهه 60 و اوایل دهه 70 پیرامون عملکرد امروز این تشکل سوال بپرسیم، به کرات پاسخ های آنان ابراز تاسف نسبت به رخنه جریان نفاق در حال حاضر در این تشکل می باشد، همانطور که امام خمینی نیز پیشتر از همگان خطر منافقین امروز در این انجمن را به زیبایی هشدار می داد:
"خطر آنهایی که به اسلام اعتقادی ندارند و با اسم اسلام وارد می شوند، بیش از آنهایی است که می گویند ما اسلام را قبول داریم. انجمن های اسلامی دانشگاه ها باید مراقب باشند"
یا:
"ممکن است در همین انجمن های اسلامی هم عمالشان رخنه کنند و با اسم اسلام مسائل دیگری پیش آورند"
براستی چه زمانی برای یکبار هم که شده است فعالین فعلی در انجمن به اصطلاح اسلامی دانشگاه تهران پاسخ خواهند داد پاره کردن عکس امام خمینی در میان خیل حامیان افراطی این تشکل در برابر دانشکده فنی معنایش چیست؟ چرا هیچ گاه این تشکل حاضر به اعلام برائت نسبت به افراطیونی نگشته است که از هیچ اقدامی جهت ضربه زدن به اسلام و نظام اسلامی خودداری نمی کنند؟ آیا کسانی که امروز در این انجمن داعیه اسلام و اسلامی بودن را دارند به این فکر کرده اند که معنای حمایت های بی سابقه رسانه های بیگانه از تحرکات آنها در دانشگاه به چه معناست؟ معنای شعار نه غزه نه لبنان و جمهوری ایرانی با کدام قسمت از تفکر اسلام ناب قابل اجماع است؟
انجمنی که خود را خط امام می داند براستی در برابر عملکردش در دانشگاه چه پاسخی دارد؟ حمایت از حسینعلی منتظری با کجای اندیشه امام تطابق دارد؟ اگر ادعای این تشکل حرکت بر مسیر اندیشه حضرت امام است، دفاع از منتظری و به صحنه آوردن وی در مسایل سیاسی که امام خطاب به وی نوشت "چون ساده لوح هستید در سیاست دخالتی نکنید" چه جای توجیهی دارد؟ منتشر کردن عکس امام خمینی در کنار بازرگان و مصدق که جملات کوبنده امام پیرامون هر دو شخصیت مذکور در صحیفه نور موجود است چطور می تواند توجیه شود؟ تکثیر و پخش مخفیانه مستندهایی که پیام خلاصه آنها چیزی جز تلاش جهت تسریع نابودی نظام جمهوری اسلامی نیست با کدام هدف اسلامی و دلسوزانه توسط این طیف صورت می گیرد؟ و هزاران تناقض و چرای دیگر که پاسخ آن هیچ گاه از سوی جاعلان فعلی نام اسلام در دانشگاه شنیده نشده است که البته دیگر فرصت پاسخ دادن آنان نیز به پایان رسیده است چرا که عملکرد ننگین این طیف طی سالهای اخیر و بخصوص هفته گذشته، همه چیز را آشکارساخته و دیگر بیانیه های تزیینی و اعلام برائت های صوری نیز درمان درد آنان نخواهد بود.
بدون تردید امروز انجمن به اصطلاح اسلامی دانشگاه تهران پایگاه افرادی شده است که با نام اسلام هدفی جز عرفی کردن دین و از بین بردن مقدسات را دنبال نمی کنند و اگرچه ممکن است بسیاری از افراد ناآگاه ناخواسته در این مسیر حرکت کنند اما روی سخن با منافقینی است که ادعای پیروی از امام را دارند اما مشخص نیست منظورشان کدام امام است؟ امام خمینی یا امامشان منتظری؟ ادعای تبعیت و حمایت از ولایت فقیه را دارند اما در عمل هر آنچه می کنند بر ضد ادعاهایشان است و تصورشان بر آن است کسی متوجه عمق دورویی آنان نمی شود!
افرادی که همواره ادعای منطق و حمایت از ایجاد فضای دیالکتیک در دانشگاه را دارند تا کنون فکر کرده اند که قانون شکنی نخستین قدم به سوی دیکتاتوری و ایجاد فضای هرج و مرج است؟ که در آخرین نمونه آن باید به تجمع غیرقانونی این افراد در 16 آذرماه در برابر دانشکده فنی اشاره کرد که قلدرمآبانه در برابر خیل دانشجویان انقلابی ایستادگی نمودند تا بر فرض محال خودشان، مانع ورود آنها به تالار شهید چمران و حضور در برنامه ای شوند که از هفته ها قبل، مجوز برگزاری آن صادر شده بود اما مقاومت ناشیانه اقلیت دیکتاتور منجر به ایجاد هرج و مرج و فضای درگیری با دیگر دانشجویان و سو استفاده عده ای دیگر از فرصت طلبان از فضای بوجود آمده گردید. و متاسفانه در اتفاقی تلخ تر تجمع غیرقانونی روز 17 آذر ماه را باید مورد اشاره قرار داد که بنابر آنچه بسیاری از سایت های خبری ضد انقلاب و در ارتباط با شاخه دانشجویی کودتای سبز در دانشگاه تهران اعلام نمودند، انجمن به اصطلاح اسلامی دانشکده حقوق و علوم سیاسی خواستار تجمع در برابر دانشکده فنی گشت تا بنا بر آنچه که خود شکستن حرمت دانشگاه! خوانده بود، اعتراض شود اما مشخص نیست حامیان منطق و جامعه مدنی چرا در برابر چشمان هزاران دانشجو اسپری گاز فلفل را بر صورت دیگر دانشجویان خالی می کردند، و با شکستن شیشه های طبقه دوم دانشکده فنی و پرتاب صندلی بر صورت دیگر دانشجویان، در پی وصول به کدام هدف خود بودند؟! دموکراسی؟ جامعه چندصدایی؟ تحمل صدای مخالف؟ جمهوری ایرانی!؟ و ...
که صد البته این اقدامات از سوی افرادی که نماد و اسطوره شان در بهترین حالت با آرایش و پوشش زنانه قصد فرار از دانشگاه را دارد، دور از انتظار نیست.
اما شاید ننگین ترین اقدام فعالین در انجمن به اصطلاح اسلامی دانشگاه تهران همان هتک حرمت و نمایان ساختن هدف واقعی افراطیونی بود که اسلام را تا آنجایی می خواهند که به نفع آنها باشد. پاره کردن و سوزاندن عکس حضرت امام خمینی و رهبر معظم انقلاب اسلامی جز به معنای خروج از چارچوب قانون اساسی و اعلام ضدیت با نظام اسلامی چه معنایی دارد؟ از کجای فضای نقد و منطق و ادعای اصلاح کشور می توان به سر دادن شعار مرگ علیه مسئولین کشور رسید؟ در کدام قانون اساسی و در کدام کشوری با هتاکان علیه خطوط قرمز این چنین تسامح می شود که متاسفانه در حال حاضر انجمن اسلام آمریکایی دانشگاه تهران همچنان با زیر پا گذاردن تمامی این چارچوب ها در سطح دانشگاه مجوز فعالیت دارد؟ تقاضای آزادی کسانی که یکی از کم ترین اقداماتشان در هفته گذشته سوزاندن عکس خمینی کبیر بوده و در پی آن نیز نقش فعالی در ضرب و شتم دیگر دانشجویان و خسارات وارد آوردن بر اموال عمومی دانشگاه داشته اند از سوی انجمن به اصطلاح اسلامی چه معنایی می تواند داشته باشد؟
آیا تمامی اتفاقات اخیر جز تایید بر تسامح بی سابقه مسئولین دانشگاه با افراطیونی است که هر آنچه می خواهند انجام می دهند و در پس آن نیز از نبود آزادی عمل و آزادی بیان عربده کشی می کنند؟
براستی دکتر رهبر، ریاست دانشگاه تهران چه زمانی به فکر برخورد با هتاکان و قانون شکنانی خواهد بود که به اسم اسلام هر آنچه که ضد آن است انجام میدهند؟
با توجه به شرح آنچه که رفت، بسیج دانشجویی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران از دکتر رهبر تقاضا دارد تا با رسیدگی به اتفاقات اخیر در فضای دانشگاه، هر چه سریعتر نسبت به لغو امتیاز انجمن به اصطلاح اسلامی دانشگاه تهران اقدام نماید زیرا ادامه روند تسامح با دانشجونمایانی که هیچ چیز برای از دست دادن ندارند جز زیان و خسران مضاعف برای فضای دانشگاه ارمغان دیگری در پی نخواهد داشت و همه اینها نیز در حالی است که هم اکنون حدود 8 سال از مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي که به رياست سيد محمد خاتمي رئيس جمهور وقت، در خصوص چهارچوب قانوني فعاليت تشکل هاي دانشجويي مي گذرد انجمن به اصطلاح اسلامي دانشگاه تهران کماکان با اصرار بر ادامه فعاليت هاي غيرقانوني خود تاکنون به اين قوانين تمکين نکرده است و بر اين اساس این تشکل ميبايست با اصلاح اساسنامه خود در مدت قانوني يکسال پس از تصويب اين مصوبه (پايان سال 81) نسبت به اجراي آن اقدام ميکرد، اما پس از گذشت 8 سال از اين مصوبه به تنها استثناي اجراي اين قانون در دانشگاههاي کشور تبديل شده است و بر همین اساس است که عدم تغيير اساسنامه باعث شده تا بسیاری از دانشجويان دانشگاه تهران سخن از شبهاتي پيرامون رد صلاحيتهاي بيمورد دانشجويان در انتخابات هاي سالهاي گذشته این تشکل مطرح کنند و از سوي ديگر نيز در خصوص شمارش آراي انتخابات اين تشکل به دليل عدم نظارتهاي قانوني، شبهات فراواني وجود دارد و بسیاری دانشجويان معتقدند که انجمن به اصطلاح اسلامی دانشگاه تهران با انتصاب افراد مورد نظر خود که در چارچوبهاي سياسي خارج از دانشگاه تعريف شده اند راه را براي حضور فراگير دانشجويان سد کرده است.
البته نکته مهمی که حائز اهمیت می باشد این است که این به معنای تریبون ندادن به دانشجویانی نیست که به هر علتی به گونه ای دیگر می اندیشند، بلکه برخورد با افرادی است که با اسم اسلام علیه آن اقدام می کنند وگرنه بهترین حالت در یک دانشگاه زمانی است که تمامی طیف های فکری به شرط عدم ایجاد هرج و مرج و اغتشاش، با عنوانی که می خواهند مجوز فعالیت داشته باشند، حال عنوان چپ و یا راست و یا آزادی خواه و دموکراسی خواه و هر عنوان دیگر، اما بگونه ای که واقعا در پی مقام اثبات خویش و نه هتاکی باشند. رویه ای که سالهاست انجمن به اصطلاح اسلامی دانشگاه تهران در پی گرفته و با اسم اسلام، ترویج لیبرالیسم، سکولاریسم و ... را در سرلوحه عمل خویش قرار داده است.
خواسته دیگر از ریاست دانشگاه تهران، خلع سلاح افرادی است که مشخص نیست به چه علت مجاز به حمل سلاح سرد و حتی گرم در دانشگاه می باشند و از آن مبهم تر عدم برخورد مسئولین دانشگاه با آنهاست. اگرچه در ابتدای سال جاری نیز خبری مبنی بر انبار نمودن سلاح سرد در دفتر مرکزی انجمن به اصطلاح اسلامی دانشگاه تهران واقع در خیابان 16 آذر، به گوش رسید اما وقتی این خبر مهر تایید بر خود گرفت که در دست برخی از اعضای شناخته شده این تشکل طی روزهای 16 و 17 آذر سلاح هایی همچون چاقو و پنجه بوکس مشاهده گردید و از همه مهم تر خبری بود که بر اساس آن، فردی ناشناس در تلاش برای حضور در دانشگاه و پیوستن به تجمع غیرقانونی مدعیان آزادی و دموکراسی بود که با تلاش انتظامات و مسئولین حراست دانشگاه یک قبضه کلت کمری از وی کشف و ضبط گردید. آیا این خبر نباید لرزه بر اندام مسئولین دانشگاه تهران بیاندازد؟ اگر به هر علتی این فرد شناسایی نمی شد و بوسیله سلاح گرم وی یک نفر از دانشجویان (از هر طیفی) کشته می شد مسئولیت خون آن دانشجو بر عهده چه کسی بود؟ آیا غیر از این بود که اقلیت دیکتاتور و ناکام در دانشگاه با مصادره سریع آن فرد به نفع خود، وی را به لیست های کذایی خود اضافه می کردند تا پروسه 72 شهید سازی آنها ولو با یک نفر دیگر تسریع شود؟ آیا مقصر اصلی چنین اتفاقات ناگواری برپاکنندگان تجمعات غیرقانونی در سطح دانشگاه نیستند که تاکنون با آنها برخوردی درخور، صورت نگرفته است؟
از هر بعد که بر اتفاقات اخیر دانشگاه تهران نگاه بیندازیم مشابهات های بی شماری را با فضای هرج و مرج ابتدای انقلاب در دانشگاه می بینیم. زمانی که همه طیف ها اعم از مسلمان تا منافقینی که خود را مسلمان می دانستند علیه دانشجویان متعهد و حزب اللهی اجماع نمودند تا در سطح دانشگاه و با ایجاد فضای ناآرام و درگیری های پی در پی خون آنان را بریزند و با انبار کردن سلاح در دفاتر خویش، در زمانهای از پیش تعیین شده وحشی گری خود را در عرصه عمل به منصه ظهور برسانند که از نمونه های دیگر آن نیز به آتش کشیدن دفتر بسیج دانشجویی دانشکده پردیس ابوریحان دانشگاه تهران توسط همین طیف اوباش و دانشجونما در بامداد سه شنبه 17 آذرماه هفته گذشته می باشد، اما حقیقتا چه کسی است که مقهور این صحنه سازی های ناشیانه و سخیف نسل جدید منافقین گردد؟
فرزندان روح الله در بسیج دانشجویی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران ضمن عرض تسلیت به جامعه دانشگاهی بواسطه هتاکی ها و هنرنمایی های بی سابقه اقلیت دیکتاتور در فضای دانشگاه و هم چنین اهمال بی سابقه مسئولین دانشگاه نسبت به برخورد با هنجارشکنان، اعلام می دارد با سیاه پوش نمودن فضای دانشکده حقوق و علوم سیاسی در اعتراض به هتک حرمت امام خمینی و رهبر معظم انقلاب توسط جاعلان نام اسلام، امسال را یک هفته زودتر از هر سال به استقبال محرم الحرام حسینی علیه السلام خواهد رفت و هم چنین پیگیری خود نسبت به لغو امتیاز انجمن به اصطلاح اسلامی دانشگاه تهران از سوی مسئولین دانشگاه و تلاش جهت خلع سلاح نمودن دانشجو نمایانی که در پی برآوردن آرزوهای شوم اربابان خود هستند از اولویت های حال حاضر بسیج دانشجویی دانشکده حقوق و علوم سیاسی خواهد بود و هم چنین هرگونه تلاش جهت ایجاد ناآرامی در دانشگاه از سوی هر طیف فکری محکوم گردیده و تحرکات موزیانه پیاده نظام های شکست خورده اقلیت اشرافی در برابر ملت نیز بی پاسخ نخواهد ماند.
السلام علینا و علی عباد الله الصالحین
بسیج دانشجویی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
آذرماه 1388
وحيد اشتري مسئول بسيج دانشجويي دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران در گفتگو با خبرنگار حوزه دانشگاه خبرگزاري فارس، با اعلام اين خبر گفت: نمايشگاه عكس و كاريكاتوري در 4 موضوع به همت بسيج دانشجويي دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران در صحن اصلي اين دانشكده در حال برگزاري بود كه لحظاتي پيش (م.ه) از اعضاي شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشكده حقوق وعلوم سياسي دانشگاه تهران و جمعي ديگر از حاميان موسوي اين نمايشگاه عكس و كاريكاتور را مورد حمله قرار دادند.
وي افزود: مجتبی هاشمی از اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی یکی بردهاي نمايشگاه را از بالا به پايين كشيده و یکی از كاريكاتورها را مورد تعرض قرار داد.
اين فعال دانشجويي خاطرنشان كرد: پس از اين اقدام، حاميان موسوي قصد داشتند با ساير دانشجويان كه نسبت به اقدام اين عده اعتراض كرده بودند و نيز برگزار كنندگان اين نمايشگاه به درگيري فيزيكي بپردازند و از اين طريق فضاي دانشكده حقوق و علوم سياسي تهران را ملتهب كنند كه اعضاي بسيج دانشجويي با هوشياري مانع اين اقدام شدند.
انتهاي پيام/ +
هفتمین پوستر از سلسله پوسترهای "تناقضات کودتای سبز با خط امام (ره)" با اشاره به حمایت های چهره های شاخص ضد انقلاب و بیگانه از جریان کودتا طی قبل و بعد از انتخابات و تناقضات آن با اندیشه حضرت امام (ره) منتشر شد:

* اگر آمریکا و منافقین تعریف کنند از یک کسی، تعریف کنند از یک چیزی، مردم می فهمند این عیبی دارد که اینها تعریف می کند از او. صحیفه امام. ج ۱۷، ص ۲۵۰
* باید هیچ سستی نکنیم و از این ترس نداشته باشیم که فلان رادیو یا دولت خارجی چه می گوید، رادیوها باید به ما فحش بدهند.آن روزی را که آمریکا از ما تعریف کند باید عزا گرفت ... آنها باید فحش دهند و ما هم باید محکم کارمان را انجام دهیم. صحیفه امام. ج ۱۸، ص ۲۴۲
با دانلود این فایل می توان ضمن استفاده به عنوان پوستر و یا تراکت، در نشریات دانشجویی و ... نیز از آن استفاده کرد و یا حتی این فایل را بلوتوث نمود.
برای دریافت اصل پوستر با کیفیت بالا در صفحه ای که باز می شود بر روی downlod now کلیک کنید.
شماره هشتم از این سری ظرف چند روز آینده در همین وبلاگ به نمایش در خواهد آمد.
|
|